یک فنجان یادت کافیست

یک فنجان یادت کافیست
تا باران بند نیاید
تا صبح ،پشت پنجره بنشیند
و انگشتش را جلوی دهانش بگیرد
رو به گنجشک ها،که هیس!
آرام بگیرید
اینجا کسی توی فنجانش
ماه را دارد هنوز!
دیدگاه ها (۲)

هر صبح ...خیال تو رابا چای سر می کشم ؛این یک چای خیال پهلوست...

ســـ🌸 ــلام صبحتان بخیر🌸 برایتان صبحی زیباپر از خیر و برکتپر...

کاش که یادش نرود ؛تنهایم ...

به چه مشغول کنمدیده و دل را که مدامدل تو را می طلبد،دیده تو ...

فداکاری راز شکسته/broken secret sacrifice

عشق ممنوع part=۲۲(دفتر مرکزی جونگکوک – اواخر شب)دفتر مرکزی ت...

اوای فنوتpart=۳۴ساعت ها بعد – لب رودخانه، زیر نور خورشید صبح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط