مثلا باشی...

مثلا باشی...
به عشق تو تمام عادتهای دلتنگیم را پشتِ دیوار پاییز چال کنم
دل بسپارم...
از معجزه ی آمدنت دوباره روی پاهایم بِایستم تا استقبال کنم آغوشت را
و نفس به نفس بگویم ؛
چه بی اندازه در من وجود داری.
دیدگاه ها (۷)

من دیگر هیچ اعتمادی به قلب و دلم ندارم!نمیدانم چه اسمی دارد ...

اتفاقی مرا ببین...اتفاقی بگو وای خدای من تو ... این جا؟!بگذا...

کسی که نشسته استهمیشه خسته نیست.شاید جایی برای رفتن نداشته ب...

یکی باید چشم های آدم را دوست داشته باشد، و یکی باید صدای آدم...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ¹⁵جونگکوک چند ثانیه به دیو...

" با همه قدرتی که داشتی سعی کرد چثه ی بزرگ کوک رو به مبل برس...

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط