Do I love him, or do I hate him?
Do I love him, or do I hate him?
P:¹
ویو جینا
امروز با صدای گریه بچه از خواب بیدار شدم
صدا از طبقه پائین میومد پا تند کردم به سمت آشپز خونه با دیدن لارا که رو زمین با دست خونی داشت گریه میکردن انگار پریدم توی چاه آب یخ رفتم سمتش
+لارا چکار کردی
×بوبخشید میخواستم هق خودم آب بخورم هق
+باشه باشه اشکال نداره
کشیدمش تو بغلم
+هیش تموم شد باشه
بردم دستشو پانسمان کردم اروم شده بود
+خوب بریم صبحانه بخوریم بریم مهد کودک باشه؟
×باش
رفتم یچیزی درست کردم تا لارا بخوره بعد از اون رفتم تکه های لیوان رو جمع کردم
×آبجی تومم شد
+باشه...برو آماده شو بریم مهد کودک
×باشدددد(ذوق خرکی)
خودمم رفتم آماده شم برم دانشگاه
ویو کوک
با زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم و رفتم سمت سرویس کارامو کردم برگشتم بیرون رفتم آشپزخانه اجوما یچیزی درست کرد خوردم
_اجوما ساعت چنده
ساعت 7:30
دیرم شده بود مهم نبود
رفتم آماده شم و رفتم دانشگاه
تو حیاط بودم که جینا رو دیدم خوب چرا یکم اذیتش نکنم داشت میرفت سمت زمین ورزش
نیشخندی زدم سوهو جیمین و رایان رو صدا زدم رفتیم سمت زمین ورزش
ویو جینا
رفتم لارا گذاشتم مهد کودک و خودمم رفتم دانشگاه توپم تو زمین جا مونده بود رفتم بیارمش که یکی کیفم رو کشید لازم نبود برگردم ببینم کیه
+کیفمو بده
_اووو ببین کی کیفشو میخواد خوب بیا بگیرش
خواستم برم بگیرمش که پرتش سمت جیمین و جیمین هم پرتش کرد سمت رایان دیگه نتونستم تحمل کنم توپم رو پرت کردم سمت رایان که محکم خورد تو صورتش کیفم از دستش افتادم رفتم سریع کیفم رو برداشتم خواستم که فرار کنم که مچم توسط یکی گرفته شد
ادامه دارد*
P:¹
ویو جینا
امروز با صدای گریه بچه از خواب بیدار شدم
صدا از طبقه پائین میومد پا تند کردم به سمت آشپز خونه با دیدن لارا که رو زمین با دست خونی داشت گریه میکردن انگار پریدم توی چاه آب یخ رفتم سمتش
+لارا چکار کردی
×بوبخشید میخواستم هق خودم آب بخورم هق
+باشه باشه اشکال نداره
کشیدمش تو بغلم
+هیش تموم شد باشه
بردم دستشو پانسمان کردم اروم شده بود
+خوب بریم صبحانه بخوریم بریم مهد کودک باشه؟
×باش
رفتم یچیزی درست کردم تا لارا بخوره بعد از اون رفتم تکه های لیوان رو جمع کردم
×آبجی تومم شد
+باشه...برو آماده شو بریم مهد کودک
×باشدددد(ذوق خرکی)
خودمم رفتم آماده شم برم دانشگاه
ویو کوک
با زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم و رفتم سمت سرویس کارامو کردم برگشتم بیرون رفتم آشپزخانه اجوما یچیزی درست کرد خوردم
_اجوما ساعت چنده
ساعت 7:30
دیرم شده بود مهم نبود
رفتم آماده شم و رفتم دانشگاه
تو حیاط بودم که جینا رو دیدم خوب چرا یکم اذیتش نکنم داشت میرفت سمت زمین ورزش
نیشخندی زدم سوهو جیمین و رایان رو صدا زدم رفتیم سمت زمین ورزش
ویو جینا
رفتم لارا گذاشتم مهد کودک و خودمم رفتم دانشگاه توپم تو زمین جا مونده بود رفتم بیارمش که یکی کیفم رو کشید لازم نبود برگردم ببینم کیه
+کیفمو بده
_اووو ببین کی کیفشو میخواد خوب بیا بگیرش
خواستم برم بگیرمش که پرتش سمت جیمین و جیمین هم پرتش کرد سمت رایان دیگه نتونستم تحمل کنم توپم رو پرت کردم سمت رایان که محکم خورد تو صورتش کیفم از دستش افتادم رفتم سریع کیفم رو برداشتم خواستم که فرار کنم که مچم توسط یکی گرفته شد
ادامه دارد*
- ۱.۲k
- ۲۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط