#رفیق_شهیدت_کیه

#رفیق_شهیدت_کیه

👈 کارت #عروسی که برایش می آمد. می خندید و می گفت: بازم شبی با شهدا!
با رقص و آهنگ و شلوغ بازی های عروسی میانه ای نداشت. بیرون تالار خودش را به خانواده عروس و داماد نشان می داد و می رفت گلزار #شهدا.
همه فکر و ذکرش پیش شهدا بود.
می رفتیم روستا برای سمنوپزان.
وسط تفریح و گشت و گذار مثل کسی که گم شده ای دارد. می پرسید:حاج آقا سید این دور و بر شهید نیست بریم پیشش؟

🖋 راوی:سید اصغر عظیمی،دوست #شهید .

🔻برای شادی روح شهدا #صلوات

#عاشقانه #جذاب
دیدگاه ها (۳)

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

🦹‍♀سفیرانگلیس:در مورد طرح حجاب ایران موفق عمل کردیم.برای جمع...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

رمان انتقام ازدواج کامل

P : 21

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "28""ویو جئون آنجلینا"امرو...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²¹﴿ویو راوی﴾دو روز بعد...مدرسه دوباره مث...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

قصه یازدهم: محمد بن ابیبکر

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط