دختر:عشقم عاشقتم

دختر:عشقم عاشقتم
پسر:منم همینطور
دختر:یک حرف عاشقانه بم بگو
پسر:فردا بیا پارک بات کار دارم
دختر:باشه عزیزم😘
دختره فکر کرده پسره بش حلقه میده فرداش
پسر:عزیزم برات خرس گرفتم
دختر:(با بغض خرسو پرت کرد)برو نه خودتو میخوام نه خرستو بعد پسر دوید میخواست خرسو بیاره که ماشین زد بهش و مرد روز بعدی دختره داشت سر قبر پسره گریه میکرد و خرسو فشار داد که یهو صدا از خرس در اومد
با من ازدواج میکنی؟
بعد دختره عروسک خرسو پاره کرد و توش حلقه دید😞
دیدگاه ها (۳۳)

😢

کپی کن بره بابا😂 😂

عکس فندقم از نمایه نزدیک😂 😂 😭

من که خرداد:/

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ 37 ایزابلا خن...

رمان تهیونگ

the ghost pt3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط