همه چیز از آنجایے خراب مےشَود

همه چیز از آنجایے خراب مےشَود
که به خیالت تمام جان و روحش را
به دست آورده اے !
که حالا دیگر او براے توست
که حالا اگر یک روز نباشے یا باشے فرقے ندارد..
او هَست که اگر نگویے دوسِت دارم
او مےفهمد که دوستش دارے !
که اگر با بوسه درآغوشش نگیرے
فرقے نمےکند!....
اشتباه است اشتباه !
آمدن رسمِ خودش را دارد
دِل میبرے دِل میدهے....

اما ماندن....
امان از این ماندن
که به پاے خیلےها نماند
که به تنِ خیلےها نرفت...

ماندن یعنے;
تو نباشے; من دَستم به زندگے نمےرود
یعنے دلتنگے مُداوم!....
ماندن
شیرین و فرهاد و لیلے و که و که و که
نمےخواهد
ماندن یک من و یک توِ ساده مےخواهد
یک غرورِ فراموش شده
ماندن یک دِلِ ساده مےخواهد....
دیدگاه ها (۳)

همه چیز از آنجایی خراب می‌شود که به خیالت تمامِ جان و روحش ر...

آمدن رسمِ خودش را دارددل مے برے؛ دل مے دهےاما ماندن...امان ا...

عاشقانه

همه چیز از آنجایی خراب می شودکه به خیالت تمامِ جان و روحش را...

همه چیز از آنجایی خراب می شودکه به خیالت تمامِ جان و روحش را...

همه چیز از آنجایی خراب می شودکه به خیالت تمامِ جان و روحش را...

همه چیز از آنجایی خراب می شودکه به خیالت تمام جان و روحش راب...

همه چیز از آنجایی خراب می شودکه به خیالت تمامِ جان و روحش را...

همه چیز از آنجایی خراب می شودکه به خیالت تمامِ جان و روحش را...

.همه چیز از آنجایی خراب می شودکه به خیالت تمامِ جان و روحش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط