دورهمی تاریک / dark gathering 🎴🎭
دورهمی تاریک / dark gathering 🎴🎭
🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁
ارورا ام بلخره اومد و خیلی خسته بود آرام رو تخت خوابیده بود و خسته بود و آرورا یک لبخند محو زد و رفت خوابید .
* ساعت یک شب *
آرام از خواب پرید و یکم همه جا رو تار میدید ، از جاش بلند شد و عروسک جن زده اش رو بغل کرد و اومد پایین که قرص آرامبخش رو بخوره ولی یهو دید که یکی داخل آشپزخونه اس و رفت عقب ، طرف داشت سه تا قرص رو می انداخت رو دهنش آرام این صحنه رو دید شوکه شد و به عروسکش گفت اون قرص آرامبخش رو بقاپه.
عروسک با ی حرکت و با یک نگاه به قرص قرص رو انداخت تو دست ارام
ارام سر عروسک رو ناز کرد : آفرین پسر خوب
یهو طرف با چشم های خمار برگشت و گفت: اوی اوی اوی پدرسگ.....وایسا ببینم دوباره تو؟! قرصم رو بده ببینم!!!
آرام رفت عقب و با لحن خیلی سرد گفت : نمیخوام...منم باید بخورم
سانزو که از حرکت آرام شوکه شد خواست داد بزنه ولی یهو آرام سرش رو به شکل ترسناک کج کرد و گفت : اگه دوباره بهم بگی لال کاری میکنم مرغ های آسمون به حالت گریه کنه !
سانزو برای اولین بار لرزید و از این حرکت شوکه شد
و یهو افتاد زمین ، آرام به حالت عادی برگشت و گفت: ببخشید...جن من خیلی عصبیه
سانزو شوکه شد یعنی اون حرکت آرام از ی جن بود؟! ی جن بدن آرام رو تسخیر کرد؟!
آرام برگشت و خواست بره که یهو سانزو ناخودآگاه گفت : اوی....وایسا.....تو...ی...ج...جن گیری؟!
آرام وایساد و هنوز پشتش به سانزو بود و گفت : بله....و جن ها میتونن من و تسخیر کنن....و با اجازه من از بدنم خارج بشن
سانزو ترسید : پس....این یعنی ...
آرام ادامه داد : کسی گفت" مرغ های آسمون به حالت گریه کنه " جن بود که من و تسخیر کرد
سانزو عقب عقب رفت
آرام ادامه داد: اگه بیشتر بترسی بیشتر میخواد قربانی رو تسخیر کنه....پس نترس چون تا زمانی که اذیتشون نکنی و نترسونیشون.....اون ها با تو کاری ندارن
سانزو آروم شد و از جاش بلند شد و رفت تو اتاقش.
👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁
🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁
ارورا ام بلخره اومد و خیلی خسته بود آرام رو تخت خوابیده بود و خسته بود و آرورا یک لبخند محو زد و رفت خوابید .
* ساعت یک شب *
آرام از خواب پرید و یکم همه جا رو تار میدید ، از جاش بلند شد و عروسک جن زده اش رو بغل کرد و اومد پایین که قرص آرامبخش رو بخوره ولی یهو دید که یکی داخل آشپزخونه اس و رفت عقب ، طرف داشت سه تا قرص رو می انداخت رو دهنش آرام این صحنه رو دید شوکه شد و به عروسکش گفت اون قرص آرامبخش رو بقاپه.
عروسک با ی حرکت و با یک نگاه به قرص قرص رو انداخت تو دست ارام
ارام سر عروسک رو ناز کرد : آفرین پسر خوب
یهو طرف با چشم های خمار برگشت و گفت: اوی اوی اوی پدرسگ.....وایسا ببینم دوباره تو؟! قرصم رو بده ببینم!!!
آرام رفت عقب و با لحن خیلی سرد گفت : نمیخوام...منم باید بخورم
سانزو که از حرکت آرام شوکه شد خواست داد بزنه ولی یهو آرام سرش رو به شکل ترسناک کج کرد و گفت : اگه دوباره بهم بگی لال کاری میکنم مرغ های آسمون به حالت گریه کنه !
سانزو برای اولین بار لرزید و از این حرکت شوکه شد
و یهو افتاد زمین ، آرام به حالت عادی برگشت و گفت: ببخشید...جن من خیلی عصبیه
سانزو شوکه شد یعنی اون حرکت آرام از ی جن بود؟! ی جن بدن آرام رو تسخیر کرد؟!
آرام برگشت و خواست بره که یهو سانزو ناخودآگاه گفت : اوی....وایسا.....تو...ی...ج...جن گیری؟!
آرام وایساد و هنوز پشتش به سانزو بود و گفت : بله....و جن ها میتونن من و تسخیر کنن....و با اجازه من از بدنم خارج بشن
سانزو ترسید : پس....این یعنی ...
آرام ادامه داد : کسی گفت" مرغ های آسمون به حالت گریه کنه " جن بود که من و تسخیر کرد
سانزو عقب عقب رفت
آرام ادامه داد: اگه بیشتر بترسی بیشتر میخواد قربانی رو تسخیر کنه....پس نترس چون تا زمانی که اذیتشون نکنی و نترسونیشون.....اون ها با تو کاری ندارن
سانزو آروم شد و از جاش بلند شد و رفت تو اتاقش.
👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁
- ۱.۶k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط