باز هم شب شد و من ماندم و تکرار غزل

باز هم شب شد و من ماندم و تکرار غزل
قلمی دست من افتاد به اصرار غزل

مبحث هندسه و یک ورق کاغذ و بعد
محور عشق من و چرخش پرگار غزل

یک جنون در دل من رقص کنان می کوبد
سر احساس مرا بر در و دیوار غزل

دوستت دارم و انگار مرا می سنجند
لحظه ها،ثانیه ها،باز به معیار غزل

چشم تو یاد من افتاد خودت می دانی
که کساد است در این مرحله بازار غزل

غرق روحانیت عشق تو هستم اکنون
چون که نزدیک شده لحظه ی افطار غزل

جمله ی آخر شعرم چه قشنگ است قلم
رج به رج نقش تو را بافته بر دار غزل!
دیدگاه ها (۴)

یک نگاه ساده، بیش از این هوایی نیستمدر خودم غرقم، به فکر آشن...

ﺩﻟﺘـــــﻨﮕﻢ ....ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﻧﻪ ....ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻨﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻭ ....ﭼﻘﺪﺭ ﻗ...

امشب ترانه ام پنهان نمیشود...بیمار عشق توست، درمان نمیشود.....

تا باد میان من و تو نامه‌رسان استموی من و آرامش تو در نوسان ...

فراتر از خویش

فاصله یک لبخند تا جنون

پیمان نقره ای

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁷﴿ویو راوی﴾یک...هم‌زمان با زمزمه‌ی جونگ...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.برای چند لحظه فقط...

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part³﴿ویو ات﴾تمام طول کلاس، حواسم به درس نبو...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 100✦...................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط