طرزنگاه به زندگی :

طرزنگاه به زندگی :
صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود، با خودش گفت: " مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "و موهاشو بافت و روز خوبی داشت!
فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود " امروز فرق وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت
پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود "اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد !
روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!! فریاد زد،ایول!!!! امروز درد سر مو درست کردن ندارم!
همه چیز به نگاه تو بر میگرده ! میتونی از زندگی لذت ببری یا ازش ناامید بشی...
دیدگاه ها (۱)

هی‌ بازیگر ! گریه‌ نکن‌ ! ما همه‌مون‌ مثل‌ِ همیم‌ ! صبحا که...

بالاخره ياد میگیری...از یک دوست دارم ساده،برای دلت یک خیال ر...

من کســایی رو دوس دارم که خودشونو تو زندگــــیم پررنگ میکنن؛...

ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ …ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵﺗــــــــــﻮ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫ...

سناریو

داستان زندگی فانی پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط