[برادر ناتنی]

[برادر ناتنی]
Part-۱۱

دستاش به شدت گرم بود
+ولم کن خواهش میکنم ولم کنن(گریه)
-گریه نکن پرنسس هنوز شروع نشده
+چ چ چییی؟نههه
منو بغل کرد(صحنه بغل کردن👇) و بردتم طبقه پایین
+میخوای چی کار کنییی
-میفهمی پرنسس
از پله ها پایین می‌رفت و پایین می‌رفت
رسیدیم به یه استخر
-میای شنا کنیم؟
+چی؟معلومه ک نه
-برای چی
+از آب میترسم . از کاری تو هم میترسم
-باشه پس خودم دست به کار میشم
من پرت کرد تو استخر که ۳متر بود
شنا بلد نبودم داشتم غرق میشدم
از شدت ترس یخ مرده بودم که احساس کردم یکی از پشت بغلم کرده . نگاهی به پایین انداختم که دیدم با دستای رگیش کمرم رو گرفته
منو برد بالای آب
منو برد سمت لبه استخر . چسبوندتم به لبه استخر و نزدیک تر شد
-گرم تو شد پرنسس
+ا ا اره
-خوبه
لبش رو نزدیک گردنم کرد . نفسهای داغش به گردنم برخورد می‌کرد
قلبم رو هزار میزد
-گنجشک کوچولو چرا انقدر قلبش تند میزنه؟
زبونم بند اومده بود . خیلی قدرت داشت زورم بهش نمی‌رسید
صورتش رو نزدیک و نزدیک تر کرد
-همیشه دلم میخواست لبای مارشمالوئیتو ببوسم
چشمام رو بستم .
لباش به لبام برخورد کرد...

#برادرناتنی #رمان #فیک #سناریو #کراش #مافیا #موتور #ماشین #کره #چین #دختر #پسر #خواهر #برادر #ناتنی #خوشگل #جونکوک #هیونجین #الکس #تهیونگ #فلیکس #فیلیکس #روبیکا #کتاب #دارک #استری_کیدز #چانگبین #بنگچان #لینو #هان #جونگمین #سونگمین #داستان
دیدگاه ها (۶)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

پارت ۳

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

سناریو ایدل رویایی ۱

سناریو سو پارت دوم

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

تکپارتی جونگ کوک

#دوست_پسر_شیطون_من Part:5بعد چند ساعت ولم کرد و بغلم کرد و خ...

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

p2•••مایکی کم کم داشت عصبانی میشد و تقریبا نزدیک بود تصمیم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط