آدمهای ساده را دوست دارم
آدمهای ساده را دوست دارم
همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند. همان ها که برای همه لبخند دارند.
همان ها که همیشه هستند؛ برای همه هستند.
آدم های ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا کرد؛
بس که زود زود از دست می روند؛
بس که در باورهای ما محو می شوند؛ س که عمرشان کوتاه است؛
بس که به سحر می مانند؛ بعد از شب می آیند و قبل از صبح رخت و لباس شان را جمع می کنند و می روند؛ بس که به جویبار می مانند؛ هر کس خستگی اش را در خنکای آن از تن به در می کند و می رود؛
بس که آدم ها از نازکی خیال آن ها دورند.
بس که آدم ها از باورهای ساده ژرف شان دورند؛
بس که آدم ها سپیدی سپیده را نمی دانند؛
بس که هر کس از راه می رسد ، آن ها را به یغما می برد؛
بس که آدم ها رسم جوانمردی را از یاد برده اند و آن ها به خاطر ساده بودن، زمین شان میزنند؛
بس که آدم ها مشق عشق نکرده، به آن ها ، درس ساده نبودن می دهد. آدم های ساده را دوست دارم. آدم های ساده سرراست را، که سر هر کلاس می نشینند و راه های نرفته دیگران را بی صدا مشق می کنند.
همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند. همان ها که برای همه لبخند دارند.
همان ها که همیشه هستند؛ برای همه هستند.
آدم های ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا کرد؛
بس که زود زود از دست می روند؛
بس که در باورهای ما محو می شوند؛ س که عمرشان کوتاه است؛
بس که به سحر می مانند؛ بعد از شب می آیند و قبل از صبح رخت و لباس شان را جمع می کنند و می روند؛ بس که به جویبار می مانند؛ هر کس خستگی اش را در خنکای آن از تن به در می کند و می رود؛
بس که آدم ها از نازکی خیال آن ها دورند.
بس که آدم ها از باورهای ساده ژرف شان دورند؛
بس که آدم ها سپیدی سپیده را نمی دانند؛
بس که هر کس از راه می رسد ، آن ها را به یغما می برد؛
بس که آدم ها رسم جوانمردی را از یاد برده اند و آن ها به خاطر ساده بودن، زمین شان میزنند؛
بس که آدم ها مشق عشق نکرده، به آن ها ، درس ساده نبودن می دهد. آدم های ساده را دوست دارم. آدم های ساده سرراست را، که سر هر کلاس می نشینند و راه های نرفته دیگران را بی صدا مشق می کنند.
- ۱۵۲
- ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط