چند پارتی
چند پارتی
وقتی سالگرد ازدواجتون رو یادش رفت
part:¹
آخرین توت فرنگی و رو دخترک به آرومی روی کیک گذاشت و لبخندی زد و لب زد
-مطمئنم عاشق کیکم میشه آخه اون عاشق کیک توت فرنگیه ( لبخند)
کیک رو آرومی داخل یخچال گذاشت و برای آخرین بار نگاهی توی آیینه به خودش کرد کامل بود فقط منتظره مشوقش بود اون ذوقی که توی چشم هاش بود دقیقا همون ذوقی بود که اون موقع جیمین ازش خاستگاری کرده بود
صدای کیلید در تو خونه اکو شد دخترک با ذوق از پله ها پایین می امد انقد ذوق داشت که نزدیک بود از چند تا پله بی افته
آخرین پله رو طی کرد که با قیافه سرد و عصبی جیمین رو به رو شد ذوقش کمی کور شد اما سعی کرد نشون نده
- سلام عزیزمم( خواست بغلش کنه که جیمین پسش زد)
× برو اون ور حوصله ندارم ( آروم و سرد اما عصبی)
‐ اما جیمی‐( می خواست حرفش رو ادامه بده که جیمین پرید وسط حرفش )
× گفتم گمشوو( عربده و عصبی)
ادامه دارد
نظرتون؟
وقتی سالگرد ازدواجتون رو یادش رفت
part:¹
آخرین توت فرنگی و رو دخترک به آرومی روی کیک گذاشت و لبخندی زد و لب زد
-مطمئنم عاشق کیکم میشه آخه اون عاشق کیک توت فرنگیه ( لبخند)
کیک رو آرومی داخل یخچال گذاشت و برای آخرین بار نگاهی توی آیینه به خودش کرد کامل بود فقط منتظره مشوقش بود اون ذوقی که توی چشم هاش بود دقیقا همون ذوقی بود که اون موقع جیمین ازش خاستگاری کرده بود
صدای کیلید در تو خونه اکو شد دخترک با ذوق از پله ها پایین می امد انقد ذوق داشت که نزدیک بود از چند تا پله بی افته
آخرین پله رو طی کرد که با قیافه سرد و عصبی جیمین رو به رو شد ذوقش کمی کور شد اما سعی کرد نشون نده
- سلام عزیزمم( خواست بغلش کنه که جیمین پسش زد)
× برو اون ور حوصله ندارم ( آروم و سرد اما عصبی)
‐ اما جیمی‐( می خواست حرفش رو ادامه بده که جیمین پرید وسط حرفش )
× گفتم گمشوو( عربده و عصبی)
ادامه دارد
نظرتون؟
- ۱۴۱
- ۱۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط