انشایم که تمام شد معلم با خط کش چوبی اش زد پشتِ دستم و گف

انشایم که تمام شد معلم با خط کش چوبی اش زد پشتِ دستم و گفت جمله هایت زیباست ... گفتم اجازه آقا ... پس چرا میزنید؟؟؟ نگاهم کرد ... پوزخندِ تلخی زدو گفت: میزنم تا همیشه یادت بماند خوب نوشتن و زیبا فکر کردن در این دنیا تاوان دارد!
دیدگاه ها (۱)

ﺧﺪﺍﯾﺎ؛ می شود برایمان برف بفرستی؟ برفی که برف باشد، برفی که ...

خدا را لمس باید کرد.... . خدا را می توان در باوری جا داد، که...

اگر کسی را دیدید که از کوچکترین چیزها لذت می برد، محو طبیعت ...

انشایم که تمام شد...معلم با خط كش چوبی اش زد پشت دستموگفت جم...

باشگاه شکار ارواح ✦ پارت ۳۹ ✦ پاکت هنوز داخل دست جونگکوک بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط