باز پوشاندی گناهم را و دستم وانشد
باز پوشاندی گناهم را و دستم وانشد
بازهم این بنده پیش هیچکس رسوا نشد
مانده ام بار گناهم را کجا مخفی کنم
این گناهان کبیره هیچ جایی جا نشد
خواستم گریه کنم در بین آغوش کسی
هر چه گشتم خوبتر از تو کسی پیدا نشد
خواستم مثل تمام بندگان خوب تو
چند روزی بنده خوبی شوم اما نشد
خواستم که توبه ام را چند روزی نشکنم
هرچه کردم آخرش یک روز هم حتی نشد
آبرویی را که با بدبختی و بیچاره گی
قطره قطره جمع کردم عاقبت دریا نشد
خوشبحال کسی که رو سفید فاطمه است.
مثل من این روزها شرمنده زهرا نشد.
آه دارد عمر ما کم کم به آخر می رسد
آخرش یک کربلا هم قسمت ما ها نشد
بازهم این بنده پیش هیچکس رسوا نشد
مانده ام بار گناهم را کجا مخفی کنم
این گناهان کبیره هیچ جایی جا نشد
خواستم گریه کنم در بین آغوش کسی
هر چه گشتم خوبتر از تو کسی پیدا نشد
خواستم مثل تمام بندگان خوب تو
چند روزی بنده خوبی شوم اما نشد
خواستم که توبه ام را چند روزی نشکنم
هرچه کردم آخرش یک روز هم حتی نشد
آبرویی را که با بدبختی و بیچاره گی
قطره قطره جمع کردم عاقبت دریا نشد
خوشبحال کسی که رو سفید فاطمه است.
مثل من این روزها شرمنده زهرا نشد.
آه دارد عمر ما کم کم به آخر می رسد
آخرش یک کربلا هم قسمت ما ها نشد
- ۸۵۴
- ۳۱ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط