دنیام دگر بی تو مجسم شدنی نیست

دنیام دگر بی تو مجسم شدنی نیست
این فاجعه از دست خدا هم شدنی نیست

آغوش تو را دیدن و نادیده گرفتن؟!
من هیچ؛ که از حضرت مریم شدنی نیست


بی عشق تو این زندگی انگار حرام است
حتی شده یک ثانیه،یک دم شدنی نیست


"موجیم که آسودگی ما عدم ماست "
شاعر به من و، من به تو گفتم شدنی نیست


یکشب ز خیالم برو بگذار بخوابم
هرچند که این کار،مسلم، شدنی نیست

این عشق گناه است اگر،طاقت دوریت
والله که از ترس جهنم شدنی نیست
دیدگاه ها (۲)

خاک عالم بر سرت ای دل که عاقل نیستی!من گمان کردم تو دانایی و...

لمس باید کرد؛ دردی را که عاشق می کشدرنج سرخی را که گلبرگ شقا...

دوباره شعر گفته ام ، بخوان که سرد میشودبرس به داد قلب من ، ک...

چه دلتنگم دلم در سینه میلرزد ، نجاتم دهکجا رفتی ، کجا رفتی ،...

سناریو دوما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط