اخرین سختی

پارت ۲۲ :
هیونجین:باشه باشه نخور منو .
دیگه چیزی نگفتی و به سمت دادگاه راه افتادی . توی راه هیونجین چند بار اومد صحبت کنه ولی حرفشو خورد که این از چشم تو دور نموند . سرانجام بعد چند دقیقه گفت .
هیونجین:ا.ت . هیچ وقت منو نمیبخشی؟
ا.ت: دیگه برام اهمیتی نداری که بخوام ببخشمت . هیچ حسی هم ندارم .
هیونجین:ا.ت من عین سگ پشیمونم . نمیدونم چیکار کنم فقط میدونم بدون تو نمیتونم نفس بکشم نمیتونم . دلتو دوباره به دست میارم دوباره مال من میشی فهیدی؟
ا.ت:خیلی پر رویی هیون . واسه خودت رویا نباف . لطفا این بحثو ادامه نده .
رسیدید به دادگاه . قلبت تند تند میزد . میخواستی بری کسیو ببینی که کلی بلا سرت اورده بود . هیونجینم این حالتت رو دید.
هیونجین:ا.ت اروم باش خب؟
ا.ت:من ارومم .
رفتید داخل . به سمت اتاق قاضی رفتید . ۵ دقیقه دیگه دادگاه شروع میشد . جولی فکر میکرد تو مردی و نمیدونست قراره تورو ملاقات کنه . الان توی اتاق بودن . ۵ دقیقه بالاخره گذشت و یکی از کسایی که داخل بود به شما دو پفر گفتش بیاین داخل .
@: شاهدین بفرمایین داخل .
نفس عمیقی کشیدی و وارد شدی. جولی با چشمای درشت و فک قفل شده نگاهت میکرد . دو تا از دوست های مضخرف جولی اونجا بودن که با غضب نگاهت میکردن . هیونجینم با خشم و نفرت به جولی نگاه میکرد . جولی نمیتونست حرف بزنه انگار زبونشو قورت داده بود .
ا.ت:سلام به همگی .
رفتی پشت میز و قاضی ازت سوال پرسید .
قاضی:خب‌ خانم ا.ت . لطفا بفرمایید که متهم جولی چه کارهایی در قبال شما انجام دادن .
ا.ت:کار که زیاد وجود داره . ایشون هزاران بار من رو تهدید به مرگ کردن و گفتن که زندگیمو تباه میکنن . با درست کردن مدارک جعلی برای من و کپی امضای من بر علیه من کار انجام دادن . این مدارکی که جعل شده بود برای من دردسر زیاد درست کردن . ایشون مدام فحاشی میکردن . و همچنین ادم اجیر کرده بودن که منو بدزدن تجاوز کنن و به بدترین شکل ممکن منو به قتل برسونن . هنوز جای شکنجه های نوچه هاشون روی بدن من هست .
قاضی :میتونید کاملا توضیح بدید که وقتی دزدیدنتون چه اتفاقی افتاد ؟
ا.ت:بله حتما مشکلی نیست .
خواستی شروع کنی که جیانگ بلند شد و گفت .
جیانگ:بعد از خانم ا.ت اگر میشه من هم صحبت دارم.
قاضی:بله حتما اما اولویت با خانم ا.ت هستش .
جیانگ سرشو به نشانه تشکر تکون داد و سرجاش نشست .
قاضی:خب خانم ا.ت بفرمایین .



بفرمایین💘💘🫶
دیدگاه ها (۲۸)

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

سناریو میتسویا پارت۱

تکپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

چند پارتیـــــــــــــ💔🖤ــــــــــــوقتی نصفه شب می‌فهمه از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط