بچه که بودم فکر می کردم فقط زنبورها نیش می زنند :

بچه که بودم فکر می کردم فقط زنبورها نیش می زنند :
بزرگ شدم , دیدم , شنیدم , رفتم , امدم
و یاد گرفتم نه ادمها نیش می زنند
هر چقدر صمیمی تر , عزیز تر
نیششان سمی تر
یاد گرفتم اعتماد کنم , نیش می خورم
دل ببندم , نیش می خورم
ساده باشم , نیش می خورم
پر احساس باشم , نیش می خورم
ادما سنگدلند , بی رحمند
ارام نزدیکت می شوند , محرمت می شوند
عزیزت , همراهت , عشقت می شوند
تا هست خوبند , مهربانند
اما کافیست خیال رفتن کنند
و تو نخواهی
ساز بزنند و تو نرقصی
انوقت بیخ همان گلویی را که بارها بوسیده اند نیش می زنند . خدایاااااااااااا این دنیای توست!!!!!
دیدگاه ها (۱)

خخخخخخخخخخخخخ

عکس نوشته

ناهارنبود

عکس نوشته

بچه که بودمفکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنندبزرگ که شدمدیدم ...

بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند"بزرگ شدمدیدم، ...

بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند"بزرگ شدمدیدم، ...

"بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند"بزرگ شدمدیدم،...

حرف دل خیلی از ماست "بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش ...

"بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند"بزرگ شدمدیدم،...

بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند!بزرگ شدم؛دیدم،...

بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند!بزرگ شدم؛دیدم،...

بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند!بزرگ شدم؛دیدم،...

بچه که بودمفکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنندبزرگ که شدمدیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط