نظری کن، که به جان

نظری کن، که به جان
آمدم از دلتنگی
گذری کن، که خیالی شدم از تنهایی
دیدگاه ها (۱)

هیچ بیشه ﺍی بیﺧﺎﻃﺮﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺁﻏﻮشی ﺑﺎ ﺑﺎﺩﻫﺎﻭ ﻫﯿﭻ ﺟﻨﮕلی ﻋﺎﺷ...

اگر ساده ای …اگر راستگوییاگر با وفاییاگر با غیرتیاگر یک رنگی...

تنهایی منشکل فنجان چایی‌ ام شده استکوچک، غمگین، کم‌ رنگاما ه...

خیال کردم میماند ؛ اما به خود آمدم و دیدم که هیچ خیالی هیچ گ...

•⪯مینویسمت به قلب مینشانمت به جان میخوانمت نفس و زنده میمان...

#شعر_قدیمی ✨بازآمدم بازآمدم از پیش آن یار آمدمدر من نگر در م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط