دورهمی تاریک / dark gathering 🎴🎭
دورهمی تاریک / dark gathering 🎴🎭
👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴
آرام تو بغل سانزو خوابش برد ، سانزو پیشونی آرام رو بوسید و آرام رو گذاشت رو تخت و روی آرام پتو کشید ، و رفت سمت تختش و قرص ارامبخشش رو خورد و خوابید .
* ساعت ۱۲ *
آرام کابوس دید و سردرد وحشتناکی داشت ولی از جاش بلند شد و رفت تو هال ، نشست رو مبل و داشت موهاش رو میکشید ، ولی یهو یکی از پشت به آرام پس کله زد ، بل بود.
بل که فکر کرد سانزوعه : اوی عوضی بلند شو برام چایی بیار !!_
وقتی فهمید ارامه خیلی شرمنده شد.
بل نگران : گ...گومناساییییی....خوبی؟ چت شده؟ ببخشید
آرام جدی : سکوت کن هایتانی
بل : ا...ازم هنوز ناراحتی؟ ببخشید واقعا آرام جا_
آرام سرد : من و نیک اختر صدا کن هایتانی
همه جا سکوت شد و بل شوکه شد .
بل فکر کرد آرام داره شوخی میکنه : شوخیه دیگه مگه نه؟؟؟
آرام از جاش بلند شد و برای اولین بار ی اخم وحشتناک کرد : تو....مگه من باهات شوخی دارم خانم هایتانی ملکه بانتن ؟!
بل شوکه شد
آرام اروم شد و رفت برای بل چایی مخصوص آورد و گفت : نزدیکم نشو ، باهام حرف نزن ، چون جن ها عصبی میشن
بل لرزید و گفت : ج..جانم؟! منظورت چیه؟!
آرام: همین که شنیدی....
* آرام رفت تو حیاط *
آرام نشست روی زمین و شروع کرد پوست ناخونش رو میکند ، ولی دوباره بل اومد .
بل با شرمندگی : امممممم....ارام _
آرام : نیک اختر بگو....چیشده؟ میخوای بهم دستور بدی؟
بل یهو ی شیرینی به آرام داد : بیا این رو بخور....بازم منو و ببخشید
* بل کنار آرام نشست *
بل : تو...فکر میکنی...من لوسم؟
آرام سرش رو پایین برد و شیرینی رو یکم خورد : نمیدونم....
بل : منظورت چیه؟!
آرام : نمیخوام قضاوت کنم ولی....احساس میکنم...پیش داداشات یکم بیشتر لوس میشی
بل خندید و از جاش بلند شد و رفت
👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴
👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴
آرام تو بغل سانزو خوابش برد ، سانزو پیشونی آرام رو بوسید و آرام رو گذاشت رو تخت و روی آرام پتو کشید ، و رفت سمت تختش و قرص ارامبخشش رو خورد و خوابید .
* ساعت ۱۲ *
آرام کابوس دید و سردرد وحشتناکی داشت ولی از جاش بلند شد و رفت تو هال ، نشست رو مبل و داشت موهاش رو میکشید ، ولی یهو یکی از پشت به آرام پس کله زد ، بل بود.
بل که فکر کرد سانزوعه : اوی عوضی بلند شو برام چایی بیار !!_
وقتی فهمید ارامه خیلی شرمنده شد.
بل نگران : گ...گومناساییییی....خوبی؟ چت شده؟ ببخشید
آرام جدی : سکوت کن هایتانی
بل : ا...ازم هنوز ناراحتی؟ ببخشید واقعا آرام جا_
آرام سرد : من و نیک اختر صدا کن هایتانی
همه جا سکوت شد و بل شوکه شد .
بل فکر کرد آرام داره شوخی میکنه : شوخیه دیگه مگه نه؟؟؟
آرام از جاش بلند شد و برای اولین بار ی اخم وحشتناک کرد : تو....مگه من باهات شوخی دارم خانم هایتانی ملکه بانتن ؟!
بل شوکه شد
آرام اروم شد و رفت برای بل چایی مخصوص آورد و گفت : نزدیکم نشو ، باهام حرف نزن ، چون جن ها عصبی میشن
بل لرزید و گفت : ج..جانم؟! منظورت چیه؟!
آرام: همین که شنیدی....
* آرام رفت تو حیاط *
آرام نشست روی زمین و شروع کرد پوست ناخونش رو میکند ، ولی دوباره بل اومد .
بل با شرمندگی : امممممم....ارام _
آرام : نیک اختر بگو....چیشده؟ میخوای بهم دستور بدی؟
بل یهو ی شیرینی به آرام داد : بیا این رو بخور....بازم منو و ببخشید
* بل کنار آرام نشست *
بل : تو...فکر میکنی...من لوسم؟
آرام سرش رو پایین برد و شیرینی رو یکم خورد : نمیدونم....
بل : منظورت چیه؟!
آرام : نمیخوام قضاوت کنم ولی....احساس میکنم...پیش داداشات یکم بیشتر لوس میشی
بل خندید و از جاش بلند شد و رفت
👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴
- ۱.۵k
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط