تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منی

تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منی
غنای ساده و معصوم شعر ناب منی

رفیق غربت خاموش روز خلوت من
حریف خواب و خیال شب شراب منی

تو روح نقره یی چشمه های بیداری
تو نبض آبی دریاچه های خواب منی

سیاه و سرد و پذیرنده ، آسمان توام
بلند و روشن و بخشنده ، آفتاب منی

مرا بسوی تو جز عشق بی حساب مباد
چرا که ماحصل رنج بی حساب منی

همیشه از همه پرسیده ام ، رهایی را
تو از زمانه کنون ، بهترین جواب منی

دگر به دلهره و شک نخواهم اندیشید
تویی که نقطه پایان اضطراب منی

گُریزی از تو ندارم ، هر آنچه هست ، تویی
اگر صواب منی یا که ناصواب منی
♤darya_68♤
دیدگاه ها (۱)

عاشقی دیدم که از معشوقه حسرت می خریدتکه تکه قلب را می داد و ...

بی من آنجا، غافل ازمن، غافل از این انتظاربی تو اینجا, بیقرار...

ایکاش دلت از دل تنگم خبری داشتیا ناله من در دل سنگت اثری داش...

باران گرفته ، باز دلم گشته بیقراردردت اشاره کرده به چشمم « ک...

عاشقانه های شبنم

تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منیغنای ساده و معصوم شعر ناب من...

تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منیغنای ساده و معصوم شعر ناب من...

‍ تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منیغنای ساده و معصوم شعر ناب ...

تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منیغنای ساده و معصوم شعر ناب من...

تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منیغنای ساده و معصوم شعر ناب من...

تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منیغنای ساده و معصوم شعر ناب من...

تو عاشقانه ترین فصل از کتاب منیغنای ساده و معصوم شعر ناب منی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط