چند وقتی است مرا از رفتنت میترسانی...

چند وقتی است مرا از رفتنت میترسانی...
مدام تهدید میکنی...
برایم تعیین و تکلیف میکنی...
من هم مدام میگویم چشم هر چه شما بگویی
اصلا مقصر من هستم،شما آرام باش...
عزیز جان...
خواستم بگویم این چشم گفتن هایی که از من میشنوی
از آن تهدید های تو ترسناک تر است
این را بدان با هر بار چشم گفتنم بیشتر از چشم من میفتی...
چشم گفتن من مثل آرامش قبل طوفان است
یک روز به خودت میایی و میبینی من بدون هیچ تهدیدی رفته ام...
تو میمانی و کاسه چه کنم،چه کنم در دستت...
دیدگاه ها (۱)

عشق اگر عشق باشَد ،نیازی به داد و فَریاد نَدارد ،در سینه میم...

عزیزم باور کن منم دوست دارمدوست دارم در شدت گرمای تابستانی د...

خودت باش...خود واقعی ات...ساده و معمولی...بگذار اگر قرار است...

جان دلم...این جماعت میگویند:اگر دوستت داشت نمیرفتمیگویند دوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط