➖➖➖➖➖➖

➖➖➖➖➖➖


خار خنديد و به گل گفت سلام
و جوابي نشنيد
خار رنجيد ولي هيچ نگفت
ساعتي چند گذشت
گل چه زيبا شده بود
دست بي رحمي نزديک آمد،
گل سراسيمه ز وحشت افسرد
ليک آن خار در آن دست خليد و گل از مرگ رهيد
صبح فردا که رسيد
خار با شبنمي از خواب پريد
گل صميمانه به او گفت سلام...
گل اگر خار نداشت
دل اگر بي غم بود
اگر از بهر کبوتر قفسي تنگ نبود،
زندگي
عشق
اسارت
ماندن
همه بي معنا بود...!

➖➖➖➖➖➖
دیدگاه ها (۱)

خار خندید و به گل گفت سلامو جوابی نشنیدخار رنجید ولی هیچ نگف...

خار خندید و به گل گفت سلام و جوابی نشنید !خار رنجید ولی هیچ ...

خار خندید و به گل گفت سلامو جوابی نشنیدخار رنجید ولی هیچ نگف...

خار خندید و به گل گفت سلامو جوابی نشنیدخار رنجید ولی هیچ نگف...

خار خندید و به گل گفت سلام و جوابی نشنید خار رنجید...

خار خندید و به گل گفت سلامو جوابی نشنیدخار رنجید ولی هیچ نگف...

خار خندید و به گل گفت سلامو جوابی نشنیدخار رنجید، ولی هیچ نگ...

خار خندید و به گل گفت سلامو جوابی نشنیدخار رنجید ولی هیچ نگف...

خار خندید و به گل گفت سلام و جوابی نشنید !خار رنجید ولی هیچ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط