786
786
...
عمه دلم گرفته ' تو هم خواب رفته ای ...
در خواب هم گمان ز پی آب رفته ای ...
دیدم به روی نیزه سری مثل ماه بود ...
شاید برای دیدن مهتاب رفته ای ...
ای تکیه گاه اهل حرم شانه ات کجاست؟
چشمم ضعیف تر شده یا آب رفته ای ؟
آنقدر رنگ و روت پریدست عمه جان ...
انگار که ز عالم اسباب رفته ای ...
حق داری ای عقیله ' چهل منزل بلا ...
پای پیاده با دل بی تاب رفته ای ...
س.ر.هاشمی ...
...
عمه دلم گرفته ' تو هم خواب رفته ای ...
در خواب هم گمان ز پی آب رفته ای ...
دیدم به روی نیزه سری مثل ماه بود ...
شاید برای دیدن مهتاب رفته ای ...
ای تکیه گاه اهل حرم شانه ات کجاست؟
چشمم ضعیف تر شده یا آب رفته ای ؟
آنقدر رنگ و روت پریدست عمه جان ...
انگار که ز عالم اسباب رفته ای ...
حق داری ای عقیله ' چهل منزل بلا ...
پای پیاده با دل بی تاب رفته ای ...
س.ر.هاشمی ...
- ۲.۲k
- ۰۶ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط