بازی درخون 🍷🗡

بازی درخون 🍷🗡
پارت شصت یک🍷🗡



چشمای اشکیشو که بالا آورد دیگه نتونستم تحمل کنم
خندیدم و اروم‌خم شدم و گونشو گاز گرفتم

آخی گفت
و شوکه با لبای لرزون گفت
دارن میان بکشنمون بعد تو میخندی؟ البته تو آدم نیستی

همون لحظه تقه ای به در خورد
آروم پنجره رو پایین دادم

بادیگارد بدون هیچ حسی گفت
قربان گارد امنیتی شما اینجاست

سعی کردم بی توجه باشم به مات شدن پری

سرمو با جدیت تکون دادم
هیچکس نباید منو با لبخند میدید
به جز یه نفر!

اونم فقط پری

میتونی بری!

با شنیدن صدای خشکم چشمی گفت و رفت

دستمو گذاشتم دو طرف گونه ی پری خشک شده

تک‌خنده ای کردم و گفتم
خب؟

زمزمه کرد
_تو چیکاره ای که گارد امنیتی داری؟

خلافکار!!

آب دهنشو قورت داد
_خلافکار چی؟

خوب خوب قشنگااااام ادامه پارت دیویست تا پارت براتون نوشتم زیبا وهیجانی وخفنمون 🥺😘
دیدگاه ها (۵)

بازی درخون 🍷🗡پارت شصت دو🍷🗡با صدایی که به خاطر نزدیکی بیش از ...

بازی درخون 🍷🗡پارت شصت سه🍷🗡دندوناش و رو هم فشار داد _باز میگی...

بگین عزیز دل🥺🤭بنظر من که ده 80🥺🥺

بگین چشاااا🥺💞👀

#ازدواج_اجباری پارت 12کوک: تههه انقدر سخت نکیر پیتزا سفارش ...

چندپارتی:وقتی ناراحتش میکنی و...pt⁶(end)_"بود؟"سرشو تکون داد...

My professor Part:30چرا طوری صحبت می‌کرد که انگار همه ی اینا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط