یازده ماه از خدا این روزها را خواستم

یازده ماه از خدا این روزها را خواستم
دیده تر خواستم حال بکا را خواستم

اذن دق الباب این خانه برای ما بس است
استجابت پیشکش فیض دعا را خواستم

یازده ما هست می خواهم که سلطانی کنم
پشت این در ماندن و دست گدا را خواستم

قول دادم این محرم معصیت کمتر کنم
همت توبه به درگاه خدا را خواستم

از علی موسی الرضا رزق لباس مشکیه
دستباف حضرت خیرالنسا را خواستم

هر محرم زیر دین صلح آقاییم ما
یا امام مجتبی اشفع لنا را خواستم

کربلایی نیستم اما تو شاهد باش که
هردعایی کردم اول کربلا را خواستم

شصت شب از صبح تا شب نوکری در روضه ها
طعنه خوردن،سوختن پای شما را خواستم

گرچه ناقابلتر از این حرف ها هستم ولی
یک زیارت اربعین پایین پا را خواستم

از نجف تا کربلا پای پیاده دست جمع
روضه خواندن بین این صحن و سرا را خواستم



نوکر نوشت :
خواب دیدم که شدم زائر بین الحرمین
صبح گفتم به خودم، هرچه صلاح است حسین
آرزوی حرمت کرده مرا دیوانه
انت مولا و انا...! هرچه صلاح است حسین...:' -(
اللهم الرزقنا.....
دیدگاه ها (۲۷)

آدمک آخر دنیاست، بخندآدمک مرگ همینجاست، بخنددست خطی که تو را...

خانه دوست کجاستدر فلق بود که پرسید سوار از پس هجرت چندین سال...

انسان فقط فوّاره‌ای تنهاست فوّاره‌ها تُف‌های سر بالا...

ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﻣﺜﻞ ﺯﻧﯽ ﺍﺯ ﺷﺎﻋﺮﯼ ﺷﻮﻫﺮﺵﻣﺜﻞ ﻣﺮﺩﯼ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺩﺭ ﺍﺣﻘﺎﻕ ﺣﻖ ﻫﻤﺴ...

منتظر بودم باردار بشم، چند وقتی بود رژیم پسر زایی گرفته بودم...

یازده ماه از خدا این روزها را خواستمدیده تر خواستم حال بکا ر...

🏴 یازده ماه از خدا این روزها را خواستمدیدۀ تر خواستم حال بکا...

قول دادم این محرم معصیت کمتر کنمهمت توبه به درگاه خدا را خوا...

خواب دیدم که شدم زائر بین الحرمینصبح گفتم به خودم هرچه صلاح ...

از نجف تا کربلا پای پیاده دست جمعروضه خواندن بین این صحن و س...

از نجف تا کربلا پای پیاده دست جمعروضه خواندن بین این صحن و س...

از نجف تا کربلا پای پیاده دست جمعروضه خواندن بین این صحن و س...

دلتنگ‌ارباب😥😥

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط