ناخوش احوالی و من خوب تو را می فهمم

ناخوش احوالی و من خوب تو را می فهمم
مثل یک شهرِ پر آشوب تو را می فهمم

شعله ای سرکشی و در مهِ بعد از باران
مثل یک هیزم مرطوب تو را می فهمم

عرقِ شرم و حیا می چکد از شعرت و من
مثل یک دختر محجوب تو را می فهمم

بین بحبوحه ی یک جنگ و شکستی سنگین
مثل یک لشگر مغلوب تو را می فهمم

زیر سنگینی آوار شکستن هایم
مثل یک خانه ی مخروب تو را می فهمم

دل سنگ تو نفهمید مرا اما من
مثل یک شیشه ی مرغوب تو را می فهمم
دیدگاه ها (۱)

007-پنهان در مه - پارت ۹۴

رسول کاوه شاعر کرندغربی

بند رختی وسط طوفانمدستم از پیرهنت کوتاه است ابرها پشت سرم م...

✴مختصری از تمام آرایه‌های مهم☣1⃣مراعات نظیر👈 آوردن واژه هایی...

کمال رستمعلی

(سناریو فرفره های انفجاری)(BL)

گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است(بیداد خراسانی)غزل مثنوی بسیار...

ورق بزنید.....تگزاس منتشر کرد...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

جذابیتش لامصب سرِجاشه 🫦🤌🏻#بامداد_خمار #ترلان_پروانه #دانیال_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط