فیک جونگکوکزیرزمین

فیک جونگکوک:زیرزمین
part⁹⁹

ویو ا.ت

رفتم اتاقم آماده شدم
رفتم پایین پیش جونگگوک بعد رفتیم از خونه بیرون
سوار ماشین شدیم رفتیم خونه ی مامان
رفتم در خونه رو زدیم رفتیم توی خونه پیش مامان
روی مبل نشستیم گفتیم

+مامان منو جونگکوک میخوایم یه چیزی رو بهت بگیم
^باشه چی؟
_خب راستش منو ا.ت میخوایم ازدواج کنیم
+اره مامان
^چییی؟
+می دونم‌انتظارشو نداشتی ولی من جونگگوک رو خیلی دوست دارم مامان
_اره مامان من خیلی عاشق ا.ت
^اصلا هیچ وقت فکرشم نمیکردم که شما دوتا باهم...اصلا حتی به گوشه ی از ذهنم نمی‌رسید
_مامان من خیلی زیاد عاشق ا.ت هر کاری میکنم که به ا.ت بفهمونم که چقدر دیوانه وار میخوامش
+مامان منم خیلی زیاد عاشق جونگکوک میخوام همیشه پیشش باشم
^.......(مامانشون هیچی نمیگه)
_مامان
^بله؟
_تو نمیخوای که منو جونگکوک باهم باشیم؟
^چیی؟نه اصلا اگه اینقدر عاشق همید من کی هستم که دوتا عاشق رو از هم دور کنم
+واقعا؟
^اره دخترم چرا کنه اتفاقا خیلی هم بهم می‌آید
+وای مامان خیلی دوست دارم(مامانشو بغل میکنه)
^منم دوست دارم دخترم خوشبخت شید
+مرسی مامان
^جونگکوک
_بله مامان؟
^به هم قول بده که همیشه مراقب ا.ت باشی و هیچ وقت عشقت رو نسبت ا.ت از دست نده
_مامان همیشه مراقب ا.ت بودم تا آخر عمرم مراقبش می مونم مگه میشه من عشق خیلی زیادی که به ا.ت دارم رو از دست بدم
^خوبه
^ا.ت
+جانم مامان؟
^توهم به قول بده که همیشه مراقب جونگکوک باشی همیشه اینقدر که عاشق جونگکوکی همیشه هم همین طور بمونه
+مامان بهت قول میدم مراقب جونگکوک بمونم و هیچ وقت به هیچ عنوان عشقم رو نسبت به جونگکوک از دست نمیدم
^خوبه حالا هر دوتا تون بیاین بغلم
+باشه
_باشه
(هر دوتا شون میرن بعل مامانشون)
دیدگاه ها (۵)

فیک جونگکوک:زیرزمینpart¹⁰⁰ویو ا.ترفتیم مامان رو بغل کردایم ا...

فیک جونگکوک:زیرزمینpart¹⁰¹ویو ا.تبعد از روی تخت بلند شدیم لب...

فیک جونگکوک:زیرزمینpart⁹⁸ویو ا.تجونگکوک منو برید بغل کرد برد...

فیک جونگکوک:زیرزمینpart⁹⁷_چیو زوده اخه؟اصلا زود نیست+تو تازه...

پارت 15 رفتم داخل عمارت و رفتم بالا نمیدونم چرا این دختر برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط