بشکند دستی  که دستانم شکست

بشکند دستی  که دستانم شکست
دست و بازویم بر این ویرانه بست
بر  زمین   افتد  تن  فرتوته اش
آنچه با ما کرد و گفتی ناز شست
بر  در  و دیوار  بینم  عکس  او
صد  منادی  گویدم  افتاده پست
رفته ای  امّا دلم در پیش توست
وای بر من چون  توانم در نهست
در  میان    خانه    و  وقت خزان
گاه بویت می رسد هر جا که هست
دیدگاه ها (۵)

چشمهایت آسمانی گر چه خیلی ساده اند!این دو آتش پاره آخر کار د...

دلم ، گل شکفته ی باغت !به تو مجاب شدم! کنار هرم مسیحایی ات گ...

بیا امشب  به بالینم  که  دل سوی سفر دارمگریبان پاره ام بنگر ...

نهانی  سر  بسوی  یار  تا کی؟نهم  سر برِ  در و دیوار تا کی؟به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط