تک پارتی تام ریدل
تام ریدل
تو کلاس دفاع در برابر جادوی سیاه بودی و با کسلی به درس گوش میدادی با نشستن دستی روی رونت زود سرتو بالا آوردی و متوجه تام ریدل شدی!!
+دارن روناتو دید میزنن واسه اینه که تمومش کنن پس نترس و آروم باش
اگه به خودت بود الان میپریدی بغلش و همین جا میبوسیدیش و میگفتی چقدر دوسش داری ولی نمیشد با گفتن"ممنون" به مکالمه پایان دادی
یه ربع گذشته بود و همچنان دستش روی رونت بود البته الان متفاوتتر!آرنج چپش دور کمرت بود و دستش روی کمرت و هر از گاهی دستشو حرکت میداد
+داری حواسمو پرت میکنی نکن
-برای خودته اگه نمیخوای بردارم!
....+
-پس اعتراض نکن کوچولو
با تموم شدن کلاس بلند شدی و دامنتو پایینتر کشیدی و رداتو پوشیدی و کیفتو برداشتی که دستت تو دست تام قفل شد!با تعجب نگاهش کردی که کتابشو برداشت و دستتو کشید و از کلاس خارج شدین
با کوبیده شدنت به دیوار سرد راهرو سرتو بالا آوردی که دیدی از چشماش آتیش میباره
+چیه؟
-این چه طرز لباس پوشیدنه؟
+به تو چه؟
-دامنتو چرا عوض کردی؟همیشه کوتاهه ولی نه در این حد
+چرا برات مهمه؟
از اهمیت دادنش ذوق زده شده بودی ولی مغرورتر از این حرفا بودی
-تو که عاشق اینی که بهت اهمیت بدم چرا جواب نمیدی؟
+من اهمیتی ازت نمیخوام
-توجه که میخوای
دستشو دور کمرت پیچید و چسبید بهت و کنار گوشت لب زد: بازیگر خیلی خوبی هستی شکلات ولی نه برای منی که ذهنتو میخونم
با بوسهای که روی لاله گوشت زد لرزیدی که نیشخند صداداری زد و بوسههاشو روی گردنت گذاشت و با هر بوسه میلرزیدی
+بس کن تام
-نه که بدت میاد شکلات من
شنیدن شکلات من باعث شد لبخند محوی بزنی و کلی ذوق کنی و زیر دلت از خوشحالی بهم بپیچه و ضربانت بالا بره
-بهم ریختمت شکلاتم
با بوسه دیگهای که روی خط فکت زد دستاتو روی شونههاش گذاشتی
+بس کن تام ما...تو نمیتونی این کارا رو بکنی
-ما چی شکلات؟
+ما حتی دوست هم نیستیم تام!ما فقط همکلاسییم
-از کی تا حالا کسی که عاشقشی برات فقط همکلاسیه شکلات؟تو نبودی که برای بوسیدنم لحظه شماری میکردی؟
خشکت زده بود و با تعجب نگاهش میکردی که لباتو بوسید!
تو کلاس دفاع در برابر جادوی سیاه بودی و با کسلی به درس گوش میدادی با نشستن دستی روی رونت زود سرتو بالا آوردی و متوجه تام ریدل شدی!!
+دارن روناتو دید میزنن واسه اینه که تمومش کنن پس نترس و آروم باش
اگه به خودت بود الان میپریدی بغلش و همین جا میبوسیدیش و میگفتی چقدر دوسش داری ولی نمیشد با گفتن"ممنون" به مکالمه پایان دادی
یه ربع گذشته بود و همچنان دستش روی رونت بود البته الان متفاوتتر!آرنج چپش دور کمرت بود و دستش روی کمرت و هر از گاهی دستشو حرکت میداد
+داری حواسمو پرت میکنی نکن
-برای خودته اگه نمیخوای بردارم!
....+
-پس اعتراض نکن کوچولو
با تموم شدن کلاس بلند شدی و دامنتو پایینتر کشیدی و رداتو پوشیدی و کیفتو برداشتی که دستت تو دست تام قفل شد!با تعجب نگاهش کردی که کتابشو برداشت و دستتو کشید و از کلاس خارج شدین
با کوبیده شدنت به دیوار سرد راهرو سرتو بالا آوردی که دیدی از چشماش آتیش میباره
+چیه؟
-این چه طرز لباس پوشیدنه؟
+به تو چه؟
-دامنتو چرا عوض کردی؟همیشه کوتاهه ولی نه در این حد
+چرا برات مهمه؟
از اهمیت دادنش ذوق زده شده بودی ولی مغرورتر از این حرفا بودی
-تو که عاشق اینی که بهت اهمیت بدم چرا جواب نمیدی؟
+من اهمیتی ازت نمیخوام
-توجه که میخوای
دستشو دور کمرت پیچید و چسبید بهت و کنار گوشت لب زد: بازیگر خیلی خوبی هستی شکلات ولی نه برای منی که ذهنتو میخونم
با بوسهای که روی لاله گوشت زد لرزیدی که نیشخند صداداری زد و بوسههاشو روی گردنت گذاشت و با هر بوسه میلرزیدی
+بس کن تام
-نه که بدت میاد شکلات من
شنیدن شکلات من باعث شد لبخند محوی بزنی و کلی ذوق کنی و زیر دلت از خوشحالی بهم بپیچه و ضربانت بالا بره
-بهم ریختمت شکلاتم
با بوسه دیگهای که روی خط فکت زد دستاتو روی شونههاش گذاشتی
+بس کن تام ما...تو نمیتونی این کارا رو بکنی
-ما چی شکلات؟
+ما حتی دوست هم نیستیم تام!ما فقط همکلاسییم
-از کی تا حالا کسی که عاشقشی برات فقط همکلاسیه شکلات؟تو نبودی که برای بوسیدنم لحظه شماری میکردی؟
خشکت زده بود و با تعجب نگاهش میکردی که لباتو بوسید!
- ۴۹.۳k
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط