بغل بگشا و با آغـوشِ خود گستاخ کن دستـم...

بغل بگشا و با آغـوشِ خود گستاخ کن دستـم...
دیدگاه ها (۱)

در دلم بنشسته‌ای بیرون میا...

با سلسله ی زلفِ تو یار است دلِ ما...

فراتر آی که ره در میان جان داری...

چون در آغوشت گرفتم قالبِ مـن جان گرفت...

__ و بـاز هـم، ‌دستـم به شکـوفه‌ها نـرسیدو ماهی‌های قـرمـ...

دکتر خوش چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط