سلام سلام یه خاطره از امروز رو براتون تعریف کنم
سلام سلام یه خاطره از امروز رو براتون تعریف کنم
امروز پسر دایی بنده 😂 بهم اعتراف کرد گفت دوستم داره برام میمیره و منم بهش گفتم ببخشید ولی من ازت متنفرم
بعد شروع کرد بگه آخ قلبمو شکوندی بعد گفت حالا چی میشه مگه بیای باهم اوکی شیم و منم فوشش کشش کردم بله بله من آدم صبوریم آخر سرم دیدم بلهه خاله من نظاره گر همه اتفاقات بوده
منم جوری که خالمم بفهمه بچه برادرش چقدر .... هست برای همین گفتم چطور جرعت میکنی به من بگی منو دوست داری دوباره تکرار کن پسر دایی عقده ای منم شروع کرد بلند صحبت کردن و گفت من دوست دارم تو الهه زندگی منی فلان منم بهش گفتم من شوهر دارم 😂 شاید بگید الکی ولی من واقعا شوشوییمو دوست دارم و به کسیم نمیدم ولی باهاش قهرمممم امیدوارم بفهمه برا چی
بعد خالم اومد رو به پسر داییم گفت چرا همچین حرفی زدی تو الان باید بری سر درس و مشقت امتحاناشو افتاده 😂
منم دیگه خلاص شدم ولی موضوع شوشویی رو به خالم باید توضیح بدم نمیدونم چه خاکی بخورممممم
بله بله الان قشنگ داریم به فاخ میریم بعد اینکه استانداردها هم میره بالا 🗿🗿🗿
راهنمایی پیلیز🗿
امروز پسر دایی بنده 😂 بهم اعتراف کرد گفت دوستم داره برام میمیره و منم بهش گفتم ببخشید ولی من ازت متنفرم
بعد شروع کرد بگه آخ قلبمو شکوندی بعد گفت حالا چی میشه مگه بیای باهم اوکی شیم و منم فوشش کشش کردم بله بله من آدم صبوریم آخر سرم دیدم بلهه خاله من نظاره گر همه اتفاقات بوده
منم جوری که خالمم بفهمه بچه برادرش چقدر .... هست برای همین گفتم چطور جرعت میکنی به من بگی منو دوست داری دوباره تکرار کن پسر دایی عقده ای منم شروع کرد بلند صحبت کردن و گفت من دوست دارم تو الهه زندگی منی فلان منم بهش گفتم من شوهر دارم 😂 شاید بگید الکی ولی من واقعا شوشوییمو دوست دارم و به کسیم نمیدم ولی باهاش قهرمممم امیدوارم بفهمه برا چی
بعد خالم اومد رو به پسر داییم گفت چرا همچین حرفی زدی تو الان باید بری سر درس و مشقت امتحاناشو افتاده 😂
منم دیگه خلاص شدم ولی موضوع شوشویی رو به خالم باید توضیح بدم نمیدونم چه خاکی بخورممممم
بله بله الان قشنگ داریم به فاخ میریم بعد اینکه استانداردها هم میره بالا 🗿🗿🗿
راهنمایی پیلیز🗿
- ۱.۵k
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط