بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت هشتاد پنج🍷🗡
با بغض صداش زدم
+کوروش
دندوناش و رو هم فشار داد و با حرص پچ زد
_د لامصب اینطوری صدام نکن؛ نکن!!! دیوونم نکن ، باید تنبیه بشی
به خدمتکارا اشاره کرد که کارشون کنن
مچ دستام و با زور بستن
تقلا کردم دربیارم
ولی نزاشتن
جیغ کشیدم که سریع یکیشون با خشونت دهنمو بست که کوروش غرید
+آروم کارتون و انجام بدید!
وایساده بود
تکیه داده بود به دیوار و بهم نگاه میکرد
چشمام پر اشک بود
نگاهش کردم تا شاید دلش به رحم بیاد
ولی اینجور نشد
وقتی کامل دست و دهنمو بستن به خدمتکارا اشاره کرد
+ببرینش بالا به تخت ببندینش؛ تو اتاق من
ازش متنفر بودم
دیگه نمیخواستم ببینمش
نگاه پر از کینمو که دید لب زد
+ هیچکس جز تو نمیتونه با نگاهش در به درم کنه لعنتی، اینطوری نگاه نکن
هرکس جای تو بود سرشو از دست میداد
حیف...
صداشو پایین تر آورد
+حیف که زورم به تو نمیرسه
پارت هشتاد پنج🍷🗡
با بغض صداش زدم
+کوروش
دندوناش و رو هم فشار داد و با حرص پچ زد
_د لامصب اینطوری صدام نکن؛ نکن!!! دیوونم نکن ، باید تنبیه بشی
به خدمتکارا اشاره کرد که کارشون کنن
مچ دستام و با زور بستن
تقلا کردم دربیارم
ولی نزاشتن
جیغ کشیدم که سریع یکیشون با خشونت دهنمو بست که کوروش غرید
+آروم کارتون و انجام بدید!
وایساده بود
تکیه داده بود به دیوار و بهم نگاه میکرد
چشمام پر اشک بود
نگاهش کردم تا شاید دلش به رحم بیاد
ولی اینجور نشد
وقتی کامل دست و دهنمو بستن به خدمتکارا اشاره کرد
+ببرینش بالا به تخت ببندینش؛ تو اتاق من
ازش متنفر بودم
دیگه نمیخواستم ببینمش
نگاه پر از کینمو که دید لب زد
+ هیچکس جز تو نمیتونه با نگاهش در به درم کنه لعنتی، اینطوری نگاه نکن
هرکس جای تو بود سرشو از دست میداد
حیف...
صداشو پایین تر آورد
+حیف که زورم به تو نمیرسه
- ۱.۲k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط