پارت ۶
پارت ۶
وقتی بهت تجا*وز کرد
درخواستی
جین:من میبرمت خونه خودم
ایون:چی نمیخواد
جین:خب تو اگر بری خونه خودت کی ازت مراقبت میکنه هان خانواده ات هم که پیشت نیستن
ایون:تا الانم خیلی اذیتتون کردم رئیس
جین:نه خیرم همینکه گفتم
ایون: ولی
جین:حرف نباشه
جین ایون و به خونه خودش برد ایون توی ماشین خوابش برده بود و حین برای اینکه بیدارش نکنه ایون و بغل کرد و به داخل خونه برد و روی تخت گذاشت و پتو رو روش کشید و بعد از عوض کردن لباساش و دوش گرفتن رفت و مشغول درست کردن شام شد
جین نمیتونست خودش و ببخشه بخاطر کاری که با ایون کرد برای همین میخواد ازش مراقب کنه تا وقتی حالش کاملا خوب بشه عذاب وجدان بدی داشت که هیج جوره از بین نمیرفت ولی سعی میکرد تا برای ایون جبران کنه ولی خوب میدونست هیچ جوره نمیتونه کارش و جبران کنه
..............
وقتی بهت تجا*وز کرد
درخواستی
جین:من میبرمت خونه خودم
ایون:چی نمیخواد
جین:خب تو اگر بری خونه خودت کی ازت مراقبت میکنه هان خانواده ات هم که پیشت نیستن
ایون:تا الانم خیلی اذیتتون کردم رئیس
جین:نه خیرم همینکه گفتم
ایون: ولی
جین:حرف نباشه
جین ایون و به خونه خودش برد ایون توی ماشین خوابش برده بود و حین برای اینکه بیدارش نکنه ایون و بغل کرد و به داخل خونه برد و روی تخت گذاشت و پتو رو روش کشید و بعد از عوض کردن لباساش و دوش گرفتن رفت و مشغول درست کردن شام شد
جین نمیتونست خودش و ببخشه بخاطر کاری که با ایون کرد برای همین میخواد ازش مراقب کنه تا وقتی حالش کاملا خوب بشه عذاب وجدان بدی داشت که هیج جوره از بین نمیرفت ولی سعی میکرد تا برای ایون جبران کنه ولی خوب میدونست هیچ جوره نمیتونه کارش و جبران کنه
..............
- ۱۱.۵k
- ۱۰ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط