وقتی هم معلمت هست و هم دوست پسرت امتحانت رو خراب میکنی با

وقتی هم معلمت هست و هم دوست پسرت امتحانت رو خراب میکنی باهات دعوا میکنه ولی....

آروم بلند شدم دستی به لباس خاکیم کشیدم درد زیر دلم اجازه راه رفتن رو ازم گرفته بود . لنگون سمت دیوار رفتم که صداش بلند شد .
_امروز خودت برگرد نمیتونم برسونمت!
چونه ام لرزید نگاهی بهم کرد دستی تو موهاش کشید و لب زد .
_دردسری برام . دردسر!!!
با قدم های بلند ازم دور شد ، لنگون سمت در کلاس رفتم و درو باز کردم با دیدن یکی از بچه های اکیپ هانیل تنم لرزید . سمتم اومد
_استاد مال ماعه ! فهمیدی؟!
حرفی نزدم که چون رو تو دستش گرفت و فشار داد .
_فهمیدی ؟!!!
هقی زدم که چونم رو با شتاب ول کرد سرم به عقب پرت شد . دلم به شدت درد میکرد . دستشو زیر دلم گذاشت
_پ.ریودی؟!
فکر کردم دلش میسوزه،سری تکون دادم
_ هه تو مگه اصلا آدم هستی؟! تو یه حیوونی یه حیوون!
از کنارم رد شد و تنه ای بهم زد آخی گفتم و دیوار و گرفتم رو نیمکتم نشستم؛ بچه ها وارد کلاس شدن کم کم .استاد کیم وارد کلاس شد .
نگاهی بهم انداخت مطمئنم رنگم پریده بود .
_میرا؟! حالت خوبه؟!
بغضم نباید میترکید ! اونم جلوی استاد کیم رفیق جونگ کوک!
_خوبم استاد!!
سرشو تکون داد و لب زد
_که اینطور! زنگ میزنم جونگ کوک بیاد دنبالت !
و ولی اون گفت منو نمیتونه ببره بلند شدم و سمت تهیونگ رفتم دم گوشش گفتم
_جونگ کوک گفت وقت نداره . لطفا درست رو بده ته . !
نگران نگام کرد . دستش مشت شد آروم لب زد .
_دعوا گرفتین؟!
نوچی کردم سوئیچ ماشینش رو که رو میز بود برداشت .
_من برمیگردم . ! تا اونموقع آزادین!
دستمو کشید و از مدرسه خارج کرد تو ماشینش نشوند . فرمون رو عصبی فشار داد.
_ یعنی با این حالت ولت کرد؟!
سری پایین انداختم و لب زدم .
_ ام . یه جورایی...
صدای دادش بلند شد .
_عوضی هانیل عوضی!
گوشیش رو چنگ زد و شماره ای رو گرفت
صدای بم کوک تو ماشین پیچید.
_بله ته؟!
ته عصبانی لب زد
_کوک . هانیل رو بیار خونم
کوک متعجب لب زد .
_خونت؟!
تهیونگ پوزخندی زد
_آره باید یکم ادب شه!!
کوک مکثی کرد .
_نمیتونم حال میرا بد بود . بهش گفتم نمیتونم برسونمش مطمئنم ناراحت شد
ته لبخند پهنی زدوگفت
_میرا پیش منه حالش بد بود . دارم میرسونمش خونت!
هول شده برگشتم .
_خونه ی جونگ کوک؟! نه نه منو ببر خونه ی خودمون!
ته تک خنده ای کرد که صدای کوک بلند شد .
_ته میرسونیش خونم، نمیزاری جم بخوره! .
ته اخم محوی کرد ‌ .
_البته . !
سمتش برگشتم نالیدم
_تهیونگا لطفا حالم ..بده منو ببر خونه خودمون بابام نگران میشه!
دیدگاه ها (۶)

وقتی هم معلمت هست و هم دوست پسرت امتحانت رو خراب میکنی باهات...

وقتی هم معلمت هست ،و هم دوست پسرت امتحانت رو خراب میکنی باه...

وقتی جفتتون آیدل هستین و با هم شیپتون میکنن ولی....صدای جیغ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط