حال من حالِ مریضی است که در کشتنِ او

حال من حالِ مریضی است که در کشتنِ او

درد و درمان و طبیبش همه همدست شدند ...

حسین عباسی فر
دیدگاه ها (۱)

تا روسری تکاندی من دام یادم افتاداز دین چشمهایت اسلام یادم ا...

رُک بگویم دوستت دارم بدونِ پیش و پسپیشِ خطِ چشم هایت اهلِ مِ...

نه لیلا میشوی باور کنی حد جنونم را.....نه شیرین میشوی بر هم ...

لذت شیرین خواب هر شبت مال خودتلطف کن بگذار من هر صبح بیدارت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط