الا ای باد شبگیری، بگو آن ماه مجلس را،

الا ای باد شبگیری، بگو آن ماه مجلس را،


تو آزادی و خلقی در غم روی ات گرفتاران!


گر آن عَیّار شهرآشوب روزی حال من پرسد،

بگو خوابش نمی گیرد به شب از دست عیّاران!
دیدگاه ها (۱)

دل تو کی ز حالُم با خبر بی؟!کجا رحمت به این خونین جگر بی؟تو ...

بدیار عشقِ تو مانده ام، زکسی ندیده عنایتی، به غریبی ام نظری...

[چقدر عالی و دلنشین است این بیان از فردوسی پاکزاد]: الا ا...

اگر چه سر به زیر پر دارم،گره چو غُنچه بر جگر دارم،هوای نغمه ...

عاشقانه های شبنم

ادامه پارت ۴.سه ماه بعد. پاییز بود. برگ‌ها می‌ریختند. ات ۱۸ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط