💎 قبل از آنکه گاز وارد خانه مان شود ..

💎 قبل از آنکه گاز وارد خانه مان شود ..
بخاری نفتی داشتیم که
مدام خاموش می شد ..
مادرم تمام چوب های کبریت را
خرج این بخاری لعنتی می کرد تا روشن شود ..
چشمانش می سوخت ..
اشکهایش در می آمد ..
تا کانون خانه را گرم نگه دارد ..
و اما تو ..
مرا یاد آن بخاری لعنتی می اندازی ..
خاموش شده ایی ..
اشکم را در آورده ایی با نیامدنت ..
چشمانم می سوزد ..
می شود روشن شوی و ..
این دل  سرد را گرم کنی ..
دیدگاه ها (۱۱)

عسل در کاسه یِ چینی بیاورگُل و انجیـر و شیرینی بیاورتعارف کن...

موهایت را هر کسی میتواند ببافداما روزی خواهی فهمید دیگر هیچک...

اصلا نباشاصلا نیااصلا به فکرِ من هم نبودی نبودی...ولی دلبر ج...

قول دادے ڪہ اسیر تن قایق نشوے دل بہ دریا نزنے ، باز شقایق ...

Burned Wings galaxy

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط