می دانم دست یا پا؛

می دانم دست یا پا؛
ولی می گفت گیر است
شاید هم هر دو را می گفت
حالا ماندم کدامشان گیرتر بود؟
آن چیزی که پایش بود یا این چیزی که سرم بود؟
به هرحال احساس میکردم که پای او بیشتر گیر است تا پا و دست من
البته از شما چه پنهان ، چادرم هم گیر هست
چشم های هرزه در تار و پودش گیر می کند
کاش دنیا برعکس بود ، آدما غربی نمی شدند؛
غربی ها آدم می شدند . . .
دیدگاه ها (۱)

می گویند : بی حجابی بی دینی نیست ؛ دلت پاک باشه! باشه قبول.....

چادر مشکی تو برایت امنیت می آورد خیالت راحت، گرگ ها همیشه به...

•• خانمهای وطن پرست آریایی توجه کنند •• تو شاهنامه ، افتخار ...

حواست باشد.... داریم در جایی "زندگــــی" میکنیم کـه: هَرزگ...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

- می‌دونی بدبختی از کجا شروع شد؟می‌دونی کی قلبم پر شد از این...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش اول_ _سردرگم هستم. با خودم در جنگم.می‌خواه...

میناب ۱۶۸اوایل جنگ از هر صدا قلبم از سینه بیرون میزد و از شد...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش سوم_اشک های داغ را عقب می‌رانم"تو خیلی بهت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

برده عمارت جئون

From fall to star転落から星へPart 1برای کسی که از ارتفاع می‌ترسه، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط