می‌دانی رفیق خستگی گاهی زیباست...

می‌دانی رفیق خستگی گاهی زیباست...
نه مثل آن خستگی‌ها که روحت را می‌خراشد، ...
مثلا خستگی از مستانه خندیدن...
یا برای رویایی جنگیدن....
وقتی آنقدر جنگیده باشی ...
تا که در مقصدی درست ...
کفش‌های آهنینت را از پای در آوری ...
و از بی حسی انگشتانت لذت ببری...
من می‌گویم خستگی از درد هم زیباست...
درست آن نقطه‌ای که در حال سقوطی...
نور امیدی در دلت بتابد ...
و نهیبت زند که بس است...
که دیگر می‌خواهم فتح کنم نه سقوط...
آنجاست که آرام می‌شوی ...
و می‌گذاری قانون طبیعت پیش برود‌...
اما به این هم رسیده‌ای ...
که فقط تو هستی ...
که می‌توانی تابلوی مسیر را در خلاف جهت عوض کنی...
دیدگاه ها (۲)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

نامه خداوند ب بندگانشمی‌دانم هر از گاهی دلت تنگ می‌شود. هما...

می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود. همان دلهای بزرگی که جای م...

‍ #نامه_عاشقانه_ی_خدامی دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود.همان ...

می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود. همان دل های بزرگی که جای ...

می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود. همان دل های بزرگی که جای ...

می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شودهمان دل های بزرگی که جای من...

يكي از دلهره آورترين صحنه‌هاي غدير، آنجاست كه پيامبر گفت به ...

می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود. همان دل های بزرگی که جایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط