پسرضعیفه دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم

پسر:ضعیفه دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم
دختر:تو باز گفتی ضعیفه؟
پسر:خب..منزل بگم چطوره؟
دختر:وای از دست تو، اصلا باهات قهرم
پسر:باشه بابا تو عزیز منی.آشتی ضعیفه؟
دختر:بازم گفت این کلمه رو.من از دست تو چیکار کنم؟
پسر:صفای وجودت خانوم!
دختر:دلم واسه پیاده رویهامون.برای شونه به شونه راه رفتنامون تنگه
پسر: میدونم منم دلم تنگه
برای دیدن آسمون چشمای تو
دختر: آخ چه روزهایی بودن.چقدر دلم هوای دستای مردونه ات رو کرده
پسر:...
دختر:نگاه کن ببینم!
منو نگاه کن
چرا گریه میکنی؟
پسر:چرا نکنم
ها؟
دختر:بخند وگرنه منم گریه میکنما
پسر:باشه تسلیم گریه نمیکنم
دختر:آفرین حالا بگو کادو ولنتاین واسم چی خریدی؟
پسر:امسال واست یه کادو خوب آوردم
دختر: چی؟؟؟؟ زود باش بگو
پسر:برات؛کادو..(هق هق گریه)
برات یه دسته گل گلایل
یه شیشه گلاب
و یه بغض طولانی آوردم
تک عروس گورستان
پنجشنبه ها دیگه بدون تو خیابونها صفایی نداره اینجا کنار خانه ابدیت میشینم و فاتحه میخونم
بعد از تو دیگر مرد نیستم اگر بخندم . . .
اما. . .
تو آرام بخواب...

#∂ιѕѕ
#ℓσνє
دیدگاه ها (۲)

#∂ιѕѕ #ℓσνє

به عزته شرفه......اینا رو هرچی نزدیک تر میشی بلند تر میشنوی....

یہ روز داشـــتم قدم میزدم تو خیابوڹ نمیدونم ڪجاے فلاڹ شهریہ ...

حلال کنید!

سلام🍓(چرا من؟) پارت ۶🗿👌ات: ته باید باهات صحبت کنمتهیونگ: چیز...

فیک کوک دختر کوچولوی من پارت ۴۴

پارت آخر گمشده ای شرق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط