پ۵ف۲ صبح با انرژی زیاد بیدار شدم و صبحونه مشتی زدم و ورزش

پ۵ف۲ صبح با انرژی زیاد بیدار شدم و صبحونه مشتی زدم و ورزش ۲ ساعته کردم از خونه زدم بیرون ک نازی رو دیدم +سلام خوبی خوشحالم میبینمت _سلام ممنون تو خوبی منم چ میکنی این روزا +تاتر و کلاس بازیگری و خونه دروغ نگم خیلی خوش میگذره مخصوصا با مهرداد _آفرین خوب راه اومدی با خانواده جدید +آره دیگ با داشتن همچین داداشایی و خواهری مگ میشه کنار نیام ناهار با خاله بیا ناهار خونه _ن مزاحم نمیشم +مراحمی تو ک باید بیایی ب مهرداد میسپارم بهت برنامه رژیمی بده توک دمبال لاغری هستی _مربیه؟!!+اره _حتما میام +میبینمت _میبینمت رفت منم رفتم کلاس وقتی رسیدم با آقای... رو ب رو شدم +سلام _سلام بچه منظمی شدی سر وقت میای سر وقت میری خبریه +آقا آدم شدم بده _خیلی هم خوب بزار بچه ها بیاین کلاس شروع کنم گوشیم زنگ خورد مهرداد بود
دیدگاه ها (۰)

رمان دخت من

چند پارتی درخواستی

رمان تو خود منی

My idol

Do I love him, or do I hate him?p:²که مچم توسط یکی گرفته شد_...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ماشین جلوی دروازه‌ی بزرگ مشکی ...

پشت نگاه سردت — پارت نهم ویو آتاز خواب بیدار شدم. دوش گرفتم،...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط