رد شدی از وسط کوچه و از گوشهی در

رد شدی از وسط کوچه و از گوشه‌ی در
دیدم انگار تو هستی و شدم زیر و زبر

قد و قامت که همان بود دلم هُری ریخت
چادری‌ها به هم از پشت شبیه‌اند آخر

نذر کردم که خدا جرأت آن را بدهد
جای اسمت فقط این بار نگویم خواهر!!

ارس آرامی
دیدگاه ها (۱)

از طعم لبت هرچه سرودم همه کذب استناخورده می، از حالت مستی چه...

دیشب به خواب دیدم آن یار با وفا راآغوش را گشودم گفتم بیا نگا...

میگفت بودنت بوی نون سنگکِ تازهٔ صبحِ جمعه رو میده،بوی چوب سو...

تیتر اخبار حوادث چه کساد خواهد شداگر آن چشم سیه مست تو در خو...

چندپارتی (درخواستی) p2چرا نگفتی...؟ بغضی که سال‌ها توی دلش ح...

پارت: 4اسم: رویایی ترسناک «آخرین تماس سواری»بارون سه شب بود ...

وای خدایااا اسید خالص بودن🤣🤣🤣لینو💗آی انی تو فنز جواب استیارو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط