رد شدی از وسط کوچه و از گوشهی در
رد شدی از وسط کوچه و از گوشهی در
دیدم انگار تو هستی و شدم زیر و زبر
قد و قامت که همان بود دلم هُری ریخت
چادریها به هم از پشت شبیهاند آخر
نذر کردم که خدا جرأت آن را بدهد
جای اسمت فقط این بار نگویم خواهر!!
ارس آرامی
دیدم انگار تو هستی و شدم زیر و زبر
قد و قامت که همان بود دلم هُری ریخت
چادریها به هم از پشت شبیهاند آخر
نذر کردم که خدا جرأت آن را بدهد
جای اسمت فقط این بار نگویم خواهر!!
ارس آرامی
- ۶۴۳
- ۲۱ مهر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط