یادت میاد اون روز گفتی دارم میرم رفتم تا مرخصی بگیرم یار

یادت میاد اون روز گفتی دارم میرم، رفتم تا مرخصی بگیرم یارو زد زیره گوشم گف مرخصی چیه سرباز جدید کع مرخصی نمیره گفتم جناب سروان عشقم داره میره اونی ک بم میگف دلش پیشم گیره یارو یه لبخند زد گف دنباش نرو چون رفتنی خلااااصه یه روزی میره😔
دیدگاه ها (۱)

- یع دخترع بود کِع- یع روز دآشت توۍ پآرکـ- بآزۍ میکرد - یع ع...

رسوندمش دم خونه !صداش زدم با همون قیافه شیطون و مهربون گفت :...

دختر دستش را بریده بود اندازه ای که نیاز به بخیه زدن داشت. ب...

cm pliz?? 😊 😊

پارت ۷ویو میسو(ساعت ۶ شب)توی اتاقی که جیمین بهم داده بود روی...

l need you're body part 7ن. کو ببینم عکسشو نیلو. بیان. او عض...

عرضم خدمت شما که این اولین فیکیه که دارم می‌نویسم. لطفاً نظر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط