گفت

گفت
عشق را برایم معنا کن
زیر لب آرام گفتم"چشمانت"


#مژگان_بوربور
دیدگاه ها (۵)

من سحر باد صبا صبح نسیم و خورشید

دارم میمیرم و به تو نخواهم رسید خواهم مُرد و دیگر زیر بالِ ...

زن را        آرام بنویسید،       با دل، با لب، گرم بنویسید  ...

زیرکی گفتم ز این احوال زیر لب خندید و گفتصد روزی بود عجب کار...

پارت ۲۰تمام شب دنبالش گشتم.بالاخره روی پشت‌بام پیداش کردم._ج...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

همون پستی که گفتم باهاش میفرستمون فضااااا😭😭😭🫵🏽 یکم زیادش کن ...

گاهی یک نگاه کافی است تا تمام دنیای قلبت را زیر و رو کند؛ چش...

عشق پیدا کردن آدم کامل نیست، پیدا کردن کسی ست که با همسو شدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط