Under the moonlight

Under the moonlight
p5
ساعت ۵ و نیم بود.بلند شد.لیوان یک بار مصرف قهوه رو توی سطل انداخت.بلند شد که بعد دو سه ساعتی یکم راه بره.از بعد ناهار تا حالا پشت میز نشسته بود.تونست ۵ تا طرحشو بکشه.دوباره به پشت سرش نگاه کرد.منظره رو دوست داشت.خیابون های سئول پیدا بود.همون ابر های سیاه داشتن میباریدن.دونه دونه های کوچولو برف میومد و روی شیشه می‌شست.ساعت ۶ شرکت بسته میشد.وسایلشو جمع و جور کرد و میزشو تمیز کرد.کاغذ هایی کع روشون طرح زده بود رو برداشت و به طرف اتاق رئیس رفت.در زد.
-بیا تو
+طرح ها تموم شد
از پشت میز بلند شد و طرح هارو از هرین گرفت.یه نگاهی روشون کرد.
-واه...فکر نمیکردم اینقدر زود این همه طرح بکشی
+پنج تا زیاده؟
-اره.اگه تو هر هفته پنج تا بکشی خیلی طرح میشن
+هر هفته؟میخواستم هر روز پنج تا بکشم
-نه نمیخواد.این طرح ها خیلی خوبن.ازت میخوام هر روز سه تا بکشی
+خب خیلی زود که کارام تموم میشن
-ساعت ۹ بیا تا ۵.خوبه؟
+باشه
-میتونی بری
+بله.خسته نباشید
از اتاق رئیسش بیرون اومد.رفت تو اتاقش.کاپشن سفیدش رو پوشید و از شرکت بیرون زد.
هوای قشنگی بود و هوا کیش و مات بود.تصمیم گرفت یکم قدم بزنه.قدم زد و یه مغازه چشماشو گرفت.خریدش رو کرد و دوباره برگشت و سوار ماشینش شد.تو راه پیتزا گرفت و رفت خونه تا با لینا بخورن
دیدگاه ها (۳)

Under the moonlight p۶گوشی رو با بلوتوث به ماشین وصل کرد.زنگ...

Under the moonlight p7¹⁸مارس ²⁰²⁸مثل شبای دیگه بالا سرش ایست...

Under the moonlight p4+هوففففاز پشت میز بلند شد.ساعت ۲ بود ا...

Under the moonlight p3لباس هاشو پوشید.کیفشو برداشت و کلاهشو ...

#ازدواج_اجباری Part : 6کیلیک کرد روش و عکس لونا رو دید ی جور...

" The Rift Between Us "part"¹³ ,, زوئی ,,ندیمه سینی غذا رو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط