پارت²³

پارت²³
*ویو بعد مدرسه تو راه خونه*
هاری ـ ات
ات ـ باشه
هاری ـ چی منکه هنو حرف نزدم
ات ـ ذهنتو خوندم*خنده*
هاری ـ دیگه نخون*خنده*
ات ـ سعی میکنم
*ب سمت خونه‌ی ات*
ات ـ رسیدیممم! بیا بگم اکواریوم کجاس..ایناها..اینو نگا از همه لاغرتره..این تویی
هاری ـ اینی ک از منم لاغرتره تویی
ات ـ خیل ممنون...میخام اینو بیارم تونه‌ی خودمون..
هاری ـ باشه
برم وسایلمو جم کنم..راستی ب کوک زنگ بزن بیاد اکواریومو ببره
هاری ـ اوکی
هاری‌ویو
زنگ زدم ب کوک
کوک ـ الو؟
هاری ـ سیلام..ات گفت بیا اکواریمومشو بیار خونه
کوک ـ میگم تهیونگ بیاد..کاری نداری بیب؟
هاری ـ نه خودافس..بگو زود بیاد
کوک ـ یک ثانیه‌ای اونجاس
هاری ـ اوکی بای
گوشیو قط کردم یهو دیدم تهیونگ داره نگام میکنه
هاری ـ عه سلام..وایسا ات بیاد بعد بریم
تهیونگ ـ علیک..باشه
ـــ
کمه ولی بپزیرین..😂❤️❤️
دیدگاه ها (۱۵)

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

پارت. 33

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

پارت ۳ ( آسانسور عشق ) تا رسیدم تهیونگ دم در منتظرم بود ــ ...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط