این متن خیلی قشنگه دوسش دارم

این متن خیلی قشنگه دوسش دارم

بعنوان یک قرار عادی و دوستانه رفته بودیم یک رستوران
روبروی هم نشسته بودیم و شام میخوردیم
مثله همیشه از اینکه کنارم بود خوشحال بودم و بدنم میلرزید اما از یک طرف ناراحت بودم از اینکه اون سهم زندگیم نبود
خیلی وقت بود خجالت میکشیدم بگم دوسش دارم
اون شب خیلی عجیب شده بود انگار اون هم همه تمرکزش روی من بود
وسطای شام بود که یکدفعه بهم نگاه کرد
تاحالا اینقدر با احساس بهم نگاه نکرده بود با نگاهش تهِ دلم قند اب شد
بهم گفت میخوام یه چیزی رو ازت بپرسم اما نميدونم آمادگی اون رو داری یا نه
منم هیجان همه وجودمو گرفته بود که خدایا یعنی اینقدر با من صمیمی شده؟ منو بعنوان دوست خودش قبول داره؟
یک دفعه دست کرد توی جیبش...
یک جعبه رو در اورد و گذاشت روی میز
منم اصلا نمیدونستم چخبره
بعد گفت : من خیلی وقته که جذب سادگی و مهربونی تو شدم میخوام ازت بپرسم با من ازدواج میکنی؟
انگار یک لیوان آب سرد ریختن روی سر من
میدونستم ادم رو راستیه دروغ نمیگه منم سالها بود ارزوی داشتنش توی دلم بود
واسه همین هم قبول کردم
اون شب بهترین شب عمرم بود
از اون شب 10 سال گذشته و من هنوز کنارش شادم
دیدگاه ها (۵)

عشقم توکسی هستی که با مرد رویاهای من خیلی فرق داریتو شاید هی...

دلم میخواد یه روز وقتی تورو دیدمبی هوا بپرم بغلتو در گوشت بگ...

اینا همون استیکرای لاینن

^فیک جونگکوک^(پارت۷۷)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط