لبانم در حسرتِ

لبانم در حسرتِ
بوسه هایِ نچیده از لبانت
واژگان را به حصر در ،
سراچه یِ سکوت تبعید کرد ،،
حالا روزهاست
سخن نگفته ام ،،
برایِ شکستِ این خاموشی
یک بوسه یِ تو کافی ست ،
تا سطرهایِ سرخِ عشق
از آسمانِ دهانم
سویِ تو پرواز کنند ،،،




‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۳)

غم انگیز بودکه خیابان پر بود از قرارهایی کهیکی نیامده بود..ی...

" دنیای دست ها......از هر دنیایی بی معرفت تر است....امروز دس...

‌‌هزار بار که بخواهی و نشودرها می کنی و میگویی به درک!هزار ب...

می توانستمبیشتر دوستت بدارمبیشتر به تو فکر کنمشبانه روزم اگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط