part 4 وقتی عاشق پسر عموت شدی

part 4 وقتی عاشق پسر عموت شدی
part 4
(ویو تهیونگ)
بعد تموم شدن غذا همه رفتیم نشتیم من باید امروز به لونا حسمو بگم اگه اون منو دوست نداشته باشه چی هی هیچی تهیونگ به یه بهونه ای باید لونا بکشم جایی
_اممم لونا دستشویی تون کجاست
+خب صبر کن بیا دنبالم
_باشه
من دنبال لونا رفتم که رسیدم دم دستشویی که لونا رو چسبوندم به دیوار که گفتم
_لونا من دوست دارم
+چ.. چی
یهو لبمو داشتم رو لبش که بعد چند مین همراهی کرد از هم جدا شدیم
+خب راستش منم دوست دارم
_خب اینکه عالی
+اما میدونی که مخالفت میکنن
_هی اون بیخیال
=اممم رفته بودی دستشویی یا چیزه دیگه
_تو از کی اینجایی
=از همون اول
+کوک تر رو خدا به کسی چیزی نگو
=اممم باید فکرا مو بکنم
_هی کوک
=اممم باشه بابا ولی میدونین که مامان بابا مخالفت میکنن
+اره
_حالا ول کنین


فردا هم دو پارت میزارم
دیدگاه ها (۱۰)

part 5 وقتی عاشق پسر عموت شدیpart 5(چند ماه بعد) نکته:(خب تو...

part 6 وقتی عاشق پسر عموت شدیpart 6=باشه بابا عهکه دیدم ماما...

part 3 وقتی عاشق پسر عموت شدیpart 3(ویو تهیونگ) داشتیم بعد 4...

part2 وقتی عاشق پسر عموت شدیpart 2صبونمو خورم و رفتم تو اتاق...

#قمار_سرنوشت پارت³لونا : تهیونگ میای بازی کنیم ( لونا ۱۰ سال...

#قمار_سرنوشت پارت²⁸ته : عاااا ناراحت شدی لونا : چیزه .. نه م...

فیک کوک پارت ۲*شوهر سختگیر من*+ من...*دینگ دینگ*- اههه، هوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط