یادگاری از عشق

یادگاری از عشق
p¹⁷
"ویو ۱ ساعت بعد"ویو ا.ت"

چشمام رو کم کم باز کردم کل بدنم درد میکرد

+بیدار شدی؟

_...

+لطفا جوابم رو بده

_آره بیدارم

+متاسفم برای بچه

_مشکلی نیست اگه این الان بود من میمیردم

+خب من باید برم

_برو

+بازم ببخشید من نمیخواستم...

_بسه برو

+...

"ویو کوک"

بدون حرفی پاشدم و رفتم بیرون درم بستم

حس میکنم یه حسایی بهش دارم

میخوام بهش اعتراف کنم

ولی نمیدونم چطوری

"ویو ا.ت"

حالم داره از زندگی بهم میخوره

اون از هوپی که دیگه پیشم نیست

اینم از این بچه

دوست دارم خودکشی کنم

"ویو کوک"

بازم رفتم شرکت که یکی زنگ زد

+کیه؟

بادیگارد:قربان خانم ا.ت رفتن بالا پشتبون میخوان خودکشی کنن

+اوکیه...چییییی؟جلوشو بگیرین

بادیگارد:نمیتونیم میخوایم بریم سمتش ولی نمیزاره میگه یه قدم جلو بیاین خودمو میندازم

+سعی کنین خودشو نندازه تا من بیام

بادیگارد:چشم

سریع قطع کردم

از پله ها سریع پایین رفتم و وارد پارکینگ شدم

ماشینو روشن کردم و با سرعت به عمارت حرکت کردم

وارد عمارت شدم و از پله ها بالا رفتم

وارد بالا پشتبون شدم که ا.ت رو دیدم

+ا.ت

_میگم کسی جلو نیاد خودمو میندازم

+ازت خواهش میکنم بیا اینور خطرناکه

_نمیخوام دلم برای هوپی تنگ شده(نگاهی به پشت کرد)میخوام برم پیشش

+ا.ت اون دیگه رفته نمیتونه برگرده منو عصبی نکن بیا اینور

_چیه مثلا میخوای منو بزنی بزن هر چقدر دوست داری بزن من کتک خوردم بازم میخورم

+...

خوماریییییی🗿😂
دیدگاه ها (۲۲)

یادگاری از عشقp¹⁶_تموم شد×چطوری جونگکوک میتونه با تو بدرفتار...

یادگاری از عشقp¹⁵"ویو دو هفته بعد"بسته قرصم تموم شده باید به...

خون یا عشق

بعد مامان ا. ت به کوک گفت مامان ا. ت : پسرم میخوام امشبا. ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط